پرسه در سرزمین خیال انگیز تئاتر و سینما |
يكي از تجليل شدگان اين جشن توحيد معصومي، كارگردان جوان اهل اردبيل بود. معصومي بعد از آنكه هديهاش را گرفت، گفت: «من از 3 نفر تشكر ميكنم، همسرم، آقاي فرهاد قائميان و آقاي قطبالدين صادقي و جايزه را به مرحوم رضا سيدحسيني تقديم ميكنم.» او به اين نكته هم اشاره كرد كه هنرمندان شهرستاني هميشه خون دل ميخورند و زحمات زيادي را متقبل ميشوند.
او كارشناسي خود را در رشته بازيگري از دانشكده هنر و معماري دانشگاه تهران گرفته است و بعد از فارغالتحصيلي به شهر خود اردبيل برگشته و با تشكيل گروه تئاتر «فراسو» فعاليت هنرياش را در آنجا ادامه داده است.
توحيد معصومي از معدود كارگردانهايي است كه بعد از فارغالتحصيلي به شهر خود برگشته و در آنجا فعاليت ميكند. با اين حال معصومي خيلي هم اين اتفاق را خوب نميداند و با نوجه به اوضاع کنونی از برگشتش تقریبا با تاسف ياد ميكند: «به نظر شما اتفاق خوبيست اما من از آن متاسفم. تابستانهاي دوران دانشجويم به اردبيل برميگشتم و به خاطر اينكه ميخواستم شهرم از نظر تئاتر فعال باشد در آنجا هم كار ميكردم.
آخرين روزهاي فارغالتحصيلي من نزديك شد با تشكيل حوزه هنري اردبيل. از تهران من بهعنوان اولين كارمند بخش تئاتر حوزه هنري معرفي شدم و چون احتياج به شغل ثابت داشتم به اجبار و به خاطر غم نان قبول كردم».
اين كارگردان علاوه بر نمايشنامههاي بومي از متنهاي نويسندگان تهراني هم بهرغم خيلي از كارگردانهاي شهرستاني ديگر استفاده ميكند: «ما مشكلي براي انتخاب نداريم و اتفاقا دوست داريم كه از متنهاي بومي استفاده كنيم اما چون تعداد متنهاي قوي بومي اندك است ناگزير از انتخاب متنهاي ديگر هستيم اما درباره متنهاي خارجي وضعيت فرق ميكند از آنجا كه فعاليت تئاتري شهرستان در جشنوارههاي منطقهاي – استاني محدود ميشود و مسئولان اين جشنوارهها هم متنهاي خارجي را نميپذيرند پس عملا امكان انتخاب متنها هم محدود ميشود. انتخاب ما ميماند در محدوده متنهاي بومي يا ايراني از مناطق
ديگر».
معصومي تا به حال نمايشنامههاي «دوران بيگناهي» اثر قطبالدين صادقي ، «بازي خانه» و « خیشخانه» اثر حسين كياني و «قايقران» اثر جلال تهراني را علاوه بر نمايشنامههاي بومي در اردبيل به روي صحنه برده است. اما سئوال ديگر اين است كه استان اردبيل از لحاظ عوامل تئاتري و سالنهاي اجرا چگونه است؟: «اردبيل از لحاظ كارگرداني، بازيگري و البته تا حدودي نويسندگي مشكلي ندارد.
بهخصوص كه در سالهاي اخير اوضاع بهتر هم شده است. در ضمن تا 10 سال پيش ما فقط يك سالن بدون استاندارد تئاتري داشتيم اما الان حداقل بر تعداد سالنهايمان اضافه شده است. همچنين در كل استان 10 گروه نمايشي فعال وجود دارد كه در طول سالهاي اخير كه تئاتر دچار ركود بود آنها با شركت در جشنوارههايي از جمله جشنواره فجر فعاليت ميكردند.
حدود 5 نمايشنامهنويس جوان هم داريم كه متاسفانه هنوز شناخته شده نيستند. يكي از آنها كسي است كه در جشنواره فجر سال قبل به خاطر نوشتن نمايشنامه «سبز، سهراب، سرخ» جايزه گرفت».
همچنين طبق گفتههاي معصومي به نظر ميرسد اردبيل از معدود شهرستانهايي باشد كه ارتباط فرهنگي با مناطق هممرز خود دارد: «خوشبختانه استان ما به دليل نزديكي با آذربايجان و گرجستان داراي ارتباط فرهنگي قوي با اين كشورهاست. در اين سالها چندين نمايش از باكو در اردبيل اجرا شده و چند نمايش هم ما به باكو فرستاديم، ولي با استانهاي ديگر ارتباطي نداريم، ارتباطها در جشنوارهها و به شكل فردي خلاصه ميشود».
حذف جشنوارههاي استاني به تئاتر لطمه زد
معصومي با نقد برخي سياستهاي مركز هنرهاي نمايشي ميگويد: در اين سالها كه من تجربهاش را دارم هر مدير مركز هنرهاي نمايشي كه آمد با تفكر سليقهاي خود كارهايي كرد كه گاه به ضرر تئاتر شهرستان تمام شد. مثلا اين اواخر جشنوارههاي استاني را حذف كردند كه با همين اتفاق خيلي از مديران ارشاد شهرستانها اصلا تئاتر را از رديف كارهاي فرهنگي خود حذف كردند.
حذف جشنواره تئاتر استاني به معناي پراكندگي تئاتر در جشنوارهها بود، لااقل با جشنوارهها هنرمندان شهرستاني اميدوار بودند كارهايشان ديده ميشود و به خاطر وجود رقابت، تلاشها بيشتر ميشد. اردبيل هم به مانند شهرستانهاي ديگر با حذف جشنوارههاي استاني ضربه خورد و خود مديران ارشاد هم جشنوارهاي را جايگزين نكردند.
تقريبا اردبيل در اين 3 سال فقط دو سه اجرا ی عمومی داشت. تا اينكه اواخر سال گذشته مدير جديد ارشاد اردبيل به خاطر علاقهاش به تئاتر جشنواره اي را به نام «سي پرده عشق» در اسفندماه برگزار كرد. در اين جشنواره اولين باربود كه به كارگردانهاي شركتكننده بودجهاي بالاي يك ميليون تومان پرداخت ميشد و فكر ميكنم تا به حال در سطح جشنوارههاي استاني اين مهم، اتفاق نيفتاده است. به نظر ميرسد تئاتراردبيل پس از سالها ركود تازگي ها دارد نفس مي كشد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|